تبليغاتX
[...]
 

 

" خدا دل را نه با افكار و عقايد بلكه با درد و تناقض راهنمايي مي كند "

شنبه هفتم بهمن 13858:20 فریبا

 

اين و براي كساني مي نويسم كه محيط وبلاگم براشون خسته كننده و تكراري شده  و دنبال هيجان هستن: بازم تصادف كردم ، باوركنين من مقصر نبودم  فكر نمي كنم قيافهء بچهء راننده هيچوقت يادم بره وقتي پدرش تا ديد دارم به پليس زنگ مي زنم نشست پشت فرمون و بر عكس فيلماي اكشن  با حركت اسلومشن از كنارم رد شد و پسرك با حالتي كه نفهميدم چه معني داشت بهم نگاه كرد ..... راستش و بخواين حوصلهء دادسرا و كلانتري و بيمه و تعميرگاه و ندارم ولي افسره مي گفت خانم بايد تا آخرش برين اينجور آدما بايد آدم شن !  خدايا من هيچوقت " آرتميس " نبودم چرا هميشه مجبورم مي كني " آرتميس " باشم يا حتي " آتنا "  

 چند تا شعر بيات ميذارم و مي رم كه داشته باشم

 

 

۱- 

حالا نوبت من است

باز خواهم گشت ؟

چون تو

سرشكسته

خسته !

 

 

۲-

تمام دانسته هايم را بالا مي آورم

مي خواهم در جهل بميرم

 

 

۳-

به خاطر چند ماهي  مرا از دنياي رويايم جدا مي كنند

در حسرت ِ خواب مي شمارم :

۱ ماهي ... ۲ ماهي .... ۳ ماهي ...

كودكي آهسته مرا مي خواند

خودم را به خواب مي زنم

 

 

۴-

تمام ِ شب

پرسه مي زند

روح سرگردانم

به دنبال

خورشيد ِ خفته

 

 

۵-

بوسه اي بر چشمانم بزن

تا گل هاي خواب برويند

برهوت ِ بيداري را نمي خواهم

 

 

۶-

بيهوده است

تمام شب هم كه شعرهاي تازه بگويم

فردا ، بيات مي خوانيشان

 

 

۷-

با دستهاي عاشقت

امشب

سازي بزن

مگذار شب

بيش از اين سياهمان كند

 

  

پي نوشت ۱ :  تيتر اين پست از كتاب ِ " فرني و زويي " برداشته شده ولي متاسفانه نام نويسنده يادم نيست. ( مي دونم كتاب و " سلينجر" نوشته ولي جايي از كتاب جمله هايي از نويسندگان مختلف ذكر شده و اين جمله يكي از اوناست)

 

پي نوشت ۲ مربوط به شماره ء ۴: در زبان اسطوره ها ، ماهي نماد آگاهي است.

 

 

 

|